گلستان سعدی باب دوم — در اخلاق درویشان — حکایت 15 متن اصلی پادشاهی پارسایی را دید. گفت: هیچت از ما یاد آید؟ گفت: بلی! وقتی که خدا را فراموش میکنم. هر سو دَوَد آن کَش ز برِ خویش براند وآن را که بخواند به درِ کس ندواند شرح و بازنویسی ساده متن از گلستان سعدی. باب دوم — در اخلاق درویشان — حکایت 14 باب دوم — در اخلاق درویشان — حکایت 16