متن اصلی
درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همیمالید و میگفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید. عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم
که ندارم به طاعت استظهار عاصیان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آوردهام نه طاعت و به دَرْیوزه آمدهام نه به تجارت. اِصْنَعْ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ. بر درِ کعبه سائلی دیدم
که همیگفت و میگرستی خَوش مینگویم که طاعتم بپذیر
قلمِ عفو بر گناهم کش