گلستان سعدی

باب سوم — در عشق و شور — حکایت 1

متن اصلی

خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب می‌گفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی. ای قناعت! توانگرم گردان که ورایِ تو هیچ نعمت نیست کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است هر‌که را صبر نیست، حکمت نیست

شرح و بازنویسی ساده

متن از گلستان سعدی.