گلستان سعدی باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 43 متن اصلی هرکه با بزرگان ستیزد، خون خود ریزد. خویشتن را بزرگ پنداری راست گفتند یک دو بیند لوچ زود بینی شکسته پیشانی تو که بازی کنی به سر با قوچ شرح و بازنویسی ساده متن از گلستان سعدی. باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 42 باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 44