گلستان سعدی باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 46 متن اصلی بی هنران، هنرمند را نتوانند که بینند همچنان که سگان بازاری سگ صید را مشغله برآرند و پیش آمدن نیارند. یعنی سفله چون به هنر با کسی برنیاید، به خبثش در پوستین افتد. کند هر آینه غیبت حسود کوته دست که در مقابله گنگش بود زبان مقال شرح و بازنویسی ساده متن از گلستان سعدی. باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 45 باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 47