گلستان سعدی

باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 76

متن اصلی

دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته. پیش درویشان بود خونت مباح گر نباشد در میان مالت سبیل یا مرو با یار ازرق‌پیرهن یا بکش بر خان و مان انگشت نیل دوستی با پیلبانان یا مکن یا طلب کن خانه‌ای در خورد پیل

شرح و بازنویسی ساده

متن از گلستان سعدی.