متن اصلی
طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ. گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد: یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیم بر آمدن موی پیش. اما در حقیقت یک نشان دارد و بس، آن که در بند رضای حق جلّ و علا بیش از آن باشی که در بند حظّ نفس خویش و هر آن که در او این صفت موجود نیست به نزد محققان بالغ نشمارندش. به صورت آدمی شد قطرهٔ آب
که چل روزش قرار اندر رحم ماند و گر چل ساله را عقل و ادب نیست
به تحقیقش نشاید آدمی خواند جوانمردی و لطف است آدمیت
همین نقش هیولانی مپندار هنر باید که صورت می توان کرد
به ایوانها در از شنگرف و زنگار چو انسان را نباشد فضل و احسان
چه فرق از آدمی تا نقش دیوار به دست آوردن دنیا هنر نیست
یکی را گر توانی دل به دست آر