غزل شمارهٔ 105

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

ور نه اندیشه این کار فراموشش باد

آن که یک جرعه می از دست تواند دادن

دست با شاهد مقصود در آغوشش باد

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت

جان فدای شکرین پسته خاموشش باد

چشمم از آینه داران خط و خالش گشت

لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد

نرگس مست نوازش کن مردم دارش

خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد

به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ

حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

🔮
تعبیر فال
در جمع آوری پول و ثروت خیلی زیاده روی می کنی. بیش از اندازه برایت دردسر ساز می شود. قسمتی از مالت را انفاق کن آن وقت است که به مقاصد دیگر خود هم می رسی. مدعی هستی که مظلوم واقع شده ای اما اینطور نیست بلکه یک عده هستند که زیردست تو مظلوم واقع می شوند و تو به آنها فکر نمی کنی. مردم دار باش. کرم داشته باش. تو هم بنده ی خدا باش تا همیشه از خوبی زبانزد باشی.