غزل شمارهٔ 417

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی سامان مپوشان

در این خرقه بسی آلودگی هست

خوشا وقت قبای می فروشان

در این صوفی وشان دردی ندیدم

که صافی باد عیش دردنوشان

تو نازک طبعی و طاقت نیاری

گرانی های مشتی دلق پوشان

چو مستم کرده ای مستور منشین

چو نوشم داده ای زهرم منوشان

بیا و از غبن این سالوسیان بین

صراحی خون دل و بربط خروشان

ز دلگرمی حافظ بر حذر باش

که دارد سینه ای چون دیگ جوشان

🔮
تعبیر فال
هر قدر به خدا نزدیکتر شوید درد زمانه را کمتر حس می کنید و هر قدر هم درویشانه زندگی کنید بهتر سر و سامان می گیرید. اما شما فردی عجول و بی طاقت هستید و هر ضرری که می بینید به خاطر عجله ی بی مورد خودتان می باشد. زیاد حرص می خورید از این مسئله حذر کنید. خدا هر چه که لایق آن باشید به شما می دهد.