غزل شمارهٔ 420

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه درساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای

قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای درانداخته ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

و از میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه

هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه

🔮
تعبیر فال
تغییر حالت شما همه را در بهت و حیرت فرو برده است. گاهی با رقیبان هم داستانید، گاهی با دوستان، قدر روزگار خود را نمی دانید و با همه سر جنگ و دعوا دارید. اطرافیانتان روی شما حساب می کنند ولی افسوس که همه را پراکنده نموده اید. مشکل شما و دل تسلی تان زمان درمان می شود که به خدا و بعد به خودتان بپردازید.