ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
کتابخانه آفلاین متون مقدس
تمام متون، ترجمهها، تفاسیر و فایلهای صوتی بهصورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده
نامه
وَ النّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فيها حَبْلُ الدِّينِ، وَ تَزَعْزَعَتْ سَوارِي الْيَقينِ، وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الاْمْرُ وَ ضاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدى خامِلٌ وَ الْعَمَى شامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطانُ وَ خُذِلَ الاْيمانُ فَانْهارَتْ دَعائِمُهُ وَ تَنَکَّرَتْ مَعالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُکُهُ اَطاعُوا الشَّيْطانَ فَسَلَکُوا مَسالِکَهُ وَ وَرَدُوا مَناهِلَهُ، بِهِمْ سارَتْ اَعْلامُهُ، وَ قامَ لِواؤُهُ، فِي فِتَنٍ داسَتْهُمْ بِاخْفافِها وَ وَطِئَتْهُمْ بِاَظْلافِها، وَ قامَتْ عَلى سَنابِکِها، فَهُمْ فيها تائِهُونَ حائِرُونَ جاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دارٍ وَ شَرِّ جيرانٍ، نَوْمُهُمْ سُهُودٌ، وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ، بِاَرْضٍ عالِمُها مُلجَمٌ وَ جاهِلُها مُکْرَمٌ.
(خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد که) مردم در فتنه ها گرفتار بودند؛ فتنه هايى که رشته دين در آن گسسته و ستون هاى ايمان و يقين متزلزل شده بود. اصول اساسى فطرت و ارزش ها دگرگون گشته و امور مردم پراکنده و متشتّت، و راه هاى فرار از فتنه ها بسته و پناهگاه و مرجع، ناپيدا بود. (در چنين محيطى) هدايت، فراموش شده و گمراهى و نابينايى، همه را فراگرفته بود. (در چنين شرايطى) خداوند رحمان معصيت مى شد و شيطان يارى مى گرديد و ايمان، بدون يار و ياور مانده بود. ارکان ايمان فرو ريخته و نشانه هاى آن ناشناخته مانده و راه هاى آن ويران و شاهراه هايش ناپيدا بود. مردم از شيطان پيروى مى کردند و در مسير خواسته هاى او گام برمى داشتند. در آبشخور شيطان وارد شده بودند و به وسيله آن ها (=مردمى که در دام شيطان گرفتار بودند) نشانه هاى او آشکار شده و پرچم وى به اهتزاز درآمده بود. اين در حالى بود که مردم در فتنه اى گرفتار بودند که (اين فتنه) با پاى خويش آنان را لگدمال و با سُم خود، آن ها را له کرده بود (و همچنان اين هيولاى فتنه) بر روى پاى خود ايستاده بود. به همين دليل آن ها در ميان فتنه ها گم گشته و سرگردان و جاهل و فريب خورده بودند (و اين ها همه در حالى بود که مردم آن زمان) در کنار بهترين خانه (خانه خدا) زندگى مى کردند (ولى) با همسايگانى که بدترين همسايگان بودند؛ خوابشان بى خوابى و سرمه چشم هايشان اشک ها بود. در سرزمينى که دانشمندش به حکم اجبار، لب فرو بسته و جاهلش گرامى بود.