ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
کتابخانه آفلاین متون مقدس
تمام متون، ترجمهها، تفاسیر و فایلهای صوتی بهصورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده
حکمت
سُبْحَانَکَ خَالِقآ وَ مَعْبُودآ! بِحُسْنِ بَلائِکَ عِنْدَ خَلْقِکَ. خَلَقْتَ دَارآ، وَجَعَلْتَ فِيهَا مَأْدُبَةً: مَشْرَبآ وَ مَطْعَمآ، وَ أَزْوَاجآ وَ خَدَمآ، وَ قُصُورآ، وَأَنْهَارآ، وَ زُرُوعآ، وَ ثِمَارآ؛ ثُمَّ أَرْسَلْتَ دَاعِيآ يَدْعُو إِلَيْهَا، فَلا الدَّاعِيَ أَجَابُوا، وَ لا فِيمَا رَغَّبْتَ رَغِبُوا، وَ لا إِلَى مَا شَوَّقْتَ إِلَيْهِ اشْتَاقُوا. أَقْبَلُوا عَلَى جِيفَةٍ قَدْ افْتَضَحُوا بِأَکْلِهَا، وَ اصْطَلَحُوا عَلَى حُبِّهَا، وَ مَنْ عَشِقَ شَيْئآ أَعْشَى بَصَرَهُ، وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَةٍ، وَيَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَمِيعَةٍ، قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ، وَ أَماتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَهُ، وَ وَلِهَتْ عَلَيْهَا نَفْسُهُ، فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا، وَلِمَنْ فِي يَدَيْهِ شَيْءٌ مِنْهَا، حَيْثُما زَالَتْ زَالَ إِلَيْهَا، وَ حَيْثُما أَقْبَلَتْ أَقْبَلَ عَلَيْهَا؛ لا يَنْزَجِرُ مِنَ اللهِ بِزَاجِرٍ، وَلا يَتَّعِظُ مِنْهُ بِوَاعِظٍ، وَ هُوَ يَرَى الْمَأْخُوذِينَ عَلَى الْغِرَّةِ، حَيْثُ لا إِقَالَةَ وَلا رَجْعَةَ، کَيْفَ نَزَلَ بِهِمْ مَا کَانُوا يَجْهَلُونَ، وَ جَاءَهُمْ مِنْ فِرَاقِ الدُّنْيَا مَا کَانُوا يَأْمَنُونَ، وَ قَدِمُوا مِنَ الآخِرَةِ عَلَى مَا کَانُوا يُوعَدُوَنَ. فَغَيْرُ مَوْصُوفٍ مَا نَزَلَ بِهِمْ.
(خداوندا) خالق و معبودى هستى پاک و منزّه! تو را (براى نعمت هايى که به آفريدگان عطا کرده اى) تنزيه و ستايش مى کنم! سرايى بزرگ آفريده اى (به نام سراى آخرت) که در آن انواع نعمت ها را قرار داده اى: آشاميدنى ها، خوردنى ها، همسران، خدمتکاران، کاخ ها، نهرها، درختان بارور و ميوه ها. سپس دعوت کننده اى فرستاده اى که مردم را به سوى آن همه نعمت فرا بخواند؛ ولى نه دعوت او را اجابت کردند و نه به آنچه ترغيب فرموده اى، اظهار علاقه نمودند ونه به آنچه تشويق کرده اى مشتاق شدند؛ (بلکه) به مردارى روى آوردند که با خوردن آن رسوا گشته اند، و (عجيب اين که) در محبّت و دوستى آن با هم توافق کرده اند.آرى! هرکس به چيزى عشق ورزد، آن چيز چشم او را ناتوان و قلب و فکر او را بيمار مى سازد؛ درنتيجه با چشمى معيوب (به همه چيز) مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود. شهوات و خواسته هاى دل جامه عقلش را دريده، و دنياپرستى، قلبش را ميرانده، و تمام وجودش شيفته آن شده است؛ ازاين رو او بنده دنياست و بنده هرکسى که چيزى از دنيا را در دست دارد! به هر طرف که دنيا بلغزد، او هم مى لغزد و به هر سو رو کند، به همان سو رو مى کند. نه نهى کننده الهى را پذيرا مى شود ونه موعظه هيچ واعظ ربّانى اى را؛ در حالى که با چشم خود غافلانى را مى بيند که ناگهان در چنگال مرگ گرفتار مى شوند؛ در آن جا که نه تقاضاى عفو پذيرفته مى شود و نه بازگشتى وجود دارد. (آرى! او مى بيند) چگونه حوادث دردناکى که از آن خبر نداشته اند، بر سر آن ها فرود آمده، و دنيايى که جايگاه امنى مى پنداشتند، از آن ها جدا شده، و به آنچه از آخرت به آن ها وعده داده شده بود، رسيده اند. (آرى!) حوادثى بر سر آن ها فرود آمده که با هيچ بيانى قابل توصيف نيست (اما اين ها پند نمى گيرند!)