کتابخانه آفلاین متون مقدس

خواننده یکپارچه قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

تمام متون، ترجمه‌ها، تفاسیر و فایل‌های صوتی به‌صورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده

حکمت

حکمت 324

متن عربی

آجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ وَ حَسْرَةُ الْفَوْتِ، فَفَتَرَتْ لَهَا أَطْرَافُهُمْ، وَتَغَيَّرَتْ لَهَا أَلْوَانُهُمْ، ثُمَّ ازْدَادَ الْمَوْتُ فِيهِمْ وُلُوجآ، فَحِيلَ بَيْنَ أَحَدِهِمْ وَبَيْنَ مَنْطِقِهِ، وَ إِنَّهُ لَبَيْنَ أَهْلِهِ يَنْظُرُ بِبَصَرِهِ، وَ يَسْمَعُ بِأُذُنِهِ، عَلَى صِحَّةٍ مِنْ عَقْلِهِ، وَ بَقَاءٍ مِنْ لُبِّهِ، يُفَکِّرُ فِيمَ أَفْنَى عُمْرَهُ، وَ فِيمَ أَذْهَبَ دَهْرَهُ! وَيَتَذَکَّرُ أَمْوَالا جَمَعَهَا، أَغْمَضَ فِي مَطَالِبِهَا، وَ أَخَذَهَا مِنْ مُصَرَّ حَاتِهَا وَمُشْتَبِهَاتِهَا، قَدْ لَزِمَتْهُ تَبِعَاتُ جَمْعِهَا، وَ أَشْرَفَ عَلَى فِرَاقَهِا، تَبْقَى لِمَنْ وَرَاءَهُ يَنْعَمُونَ فِيهَا، وَيَتَمَتَّعُونَ بِهَا، فَيَکُونُ الْمَهْنَأُ لِغَيْرِهِ، وَآلْعِبءُ عَلَى ظَهْرِهِ. وَآلْمَرْءُ قَدْ غَلِقَتْ رُهُونُهُ بِهَا، فَهُوَ يَعَضُّ يَدَهُ نَدَامَةً عَلَى مَا أَصْحَرَ لَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ مِنْ أَمْرِهِ، وَيَزْهَدُ فِيمَا کَانَ يَرْغَبُ فِيهِ أَيَّامَ عُمُرِهِ، وَيَتَمَنَّى أَنَّ الَّذِي کَانَ يَغْبِطُهُ بِهَا وَيَحْسُدُهُ عَلَيْهَا قَدْ حَازَهَا دُونَهُ! فَلَمْ يَزَلِ الْمَوْتُ يُبَالِغُ فِي جَسَدِهِ حَتَّى خَالَطَ لِسَانُهُ سَمْعَهُ، فَصَارَ بَيْنَ أَهْلِهِ لايَنْطِقُ بِلِسَانِهِ، وَ لا يَسْمَعُ بِسَمْعِهِ: يُرَدِّدُ طَرْفَهُ بِالنَّظَرِ فِي وجُوهِهِمْ، يَرَى حَرَکَاتِ أَلْسِنَتِهِمْ، وَ لا يَسْمَعُ رَجْعَ کَلامِهِمْ. ثُمَّ آزْدَادَ الْمَوْتُ الْتِيَاطآ بِهِ، فَقُبِضَ بَصَرُهُ کَمَا قُبِضَ سَمْعُهُ، وَخَرَجَتِ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِهِ، فَصَارَ جِيفَةً بَيْنَ أَهْلِهِ، قَدْ أَوْحَشُوا مِنْ جَانِبِه، وَتَبَاعَدُوا مِنْ قُرْبِهِ. لا يُسْعِدُ بَاکِيآ، وَ لا يُجِيبُ دَاعِيآ. ثُمَّ حَمَلُوهُ إِلَى مَخَطٍّ فِي الأَرْضِ، فَأَسْلَمُوهُ فِيهِ إِلَى عَمَلِهِ، وَ انْقَطَعُوا عَنْ زَوْرَتِهِ.

ترجمهٔ شهیدی

(آرى) سختى ها و سَکَرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چيز) بر آن ها هجوم آورده، به همين دليل اعضاى پيکرشان سُست مى شود و دربرابر آن، رنگ خود را مى بازند؛ سپس مرگ به تدريج در آن ها نفوذ مى کند و بين آن ها وزبانشان جدايى مى افکند. محتضر در حالى که ميان خانواده خود قرار دارد، با چشم خود به آن ها نگاه مى کند و با گوش خود سخنانشان را مى شنود، عقلش سالم و فکرش برجاست.(در اين هنگام، از خواب غفلت بيدار مى شود) فکر مى کند که عمرش را براى چه چيزهايى بر باد داده و روزگارش را در چه راهى سپرى کرده است. به ياد ثروت هايى مى افتد که گردآورى کرده؛ در جمع آورى آن چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و مشکوک (هرچه به دستش آمده) در اختيار گرفته است، گناه جمع آورى آن، بر دامانش نشسته، وهنگام جدايى از آن رسيده است! (آرى!) اين اموال براى بازماندگان او به جاى مى ماند و از آن بهره مى گيرند و متنعّم مى شوند! لذّت و آسايش آن براى ديگران است و سنگينى گناهانش بر دوش او! و او گروگان اين اموال است. اين در حالى است که به دليل امورى که به هنگام مرگ براى او روشن شده، دست خود را از پشيمانى مى گزد (و انگشت ندامت به دندان مى گيرد!) درباره آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بى اعتنا مى شود وآرزو مى کند که اى کاش اين اموال به دست آن کسى مى رسيد که در گذشته به ثروت او غبطه مى خورد و بر آن حسد مى ورزيد (تا وبال جانش نگردد).سپس مرگ همچنان در وجود او پيشروى مى کند، تا آن جا که گوشش همچون زبانش از کار مى افتد؛ به طورى که در ميان خانواده اش نه زبان براى سخن گفتن دارد و نه گوش براى شنيدن. پيوسته به صورت آن ها نگاه مى کند، حرکات زبانشان را مى بيند، ولى صداى آنان را نمى شنود.سپس مرگ، بيشتر به او درمى آويزد (و چنگالش را در او بيشتر فرو مى برد) چشمش نيز همانند گوشش از کار مى افتد و روح او از بدنش براى هميشه خارج مى شود. در اين هنگام، به صورت مردارى در ميان خانواده اش قرار مى گيرد، که از نشستن نزد او وحشت مى کنند و از او فاصله مى گيرند.(فرياد سوگواران برمى خيزد،) ولى نه مى تواند سوگوارانش را يارى دهد و نه به کسى که او را صدا مى زند، پاسخ گويد. سرانجام او را به سوى گودالى در درون زمين حمل مى کنند؛ او را به دست عملش مى سپارند و براى هميشه از ديدارش چشم مى پوشند!