کتابخانه آفلاین متون مقدس

خواننده یکپارچه قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

تمام متون، ترجمه‌ها، تفاسیر و فایل‌های صوتی به‌صورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده

نامه

نامه 52

متن عربی

وَ رَجُل قَمَشَ جَهْلا، مُوضِعٌ في جُهّالِ الاُمَّةِ، عادٍ في اَغْباشِ الْفِتْنَةِ، عَمٍ بِما في عَقْد الْهُدْنَةِ؛ قَدْ سَمّاهُ اَشْباهُ النّاسِ عالِمآ وَ لَيْسَ بِهِ، بَکَّرَ فَاسْتَکْثَرَ مِنْ جَمْعٍ؛ ما قَلَّ مِنْهُ خَيْر مِما کَثُرَ، حَتّى اِذا ارْتَوى مِنْ ماءٍ آجِنٍ، وَ اَکْتَثَرَ مِنْ غَيْرِ طائِلٍ، جَلَسَ بَيْنَ النّاسِ قاضِيآ ضامِنآ لِتَخْليص مَا الْتَبَسَ عَلى غَيْرِهِ، فَاِنْ نَزَلَتْ بِهِ اِحْدَى الْمُبْهَماتِ هَيَّأ لَها حَشْوآ رَثّآ مِنْ رَأيِهِ، ثُمَّ قَطَعَ بِهِ، فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهاتِ في مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْکَبُوتِ: لايَدْرى اَصابَ اَمْ اَخْطَأ؛ فَاِنْ اَصابَ خافَ اَنْ يَکُونَ قَدْ اَخْطأَ وَ اِنْ اَخْطَأَ رَجا اَنْ يَکُونَ قَدْ اَصابَ. جاهِل خَبّاطُ جَهالاتٍ، عاشٍ رَکّابُ عَشَواتٍ، لَمْ يَعَضَّ عَلَى الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قاطِعٍ، يَذْرُو الرِّواياتِ ذَرْوَ الرّيحِ الْهَشيمَ. لامَلِيّ ـ وَ اللهِ ـ بِاِصْدارِ ما وَرَدَ عَلَيْهِ، وَ لا اَهْل لِما قُرِّظَ بِهِ، لا يَحْسَبُ الْعِلْمَ في شَيءٍ مِمّا اَنْکَرَهُ، وَ لا يَرى اَنَّ مِنْ وَراءِ ما بَلَغَ مَذْهَبآ لِغَيْرهِ، وَ اِنْ اَظْلَمَ عَلَيْهِ اَمْر اکْتَتَمَ بِهِ لِما يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ، تَصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضائِهِ الدِّماء، و تَعَجُّ مِنْهُ الْمَواريثُ.

ترجمهٔ شهیدی

(دومين گروهى که مبغوض ترين خلايق نزد خدا هستند، جاهلان عالم نما مى باشند که امام (عليه السلام) آن ها را چنين توصيف مى کند):او مردى است که انبوهى از جهل و نادانى را در خود جمع کرده است؛ و در ميان مردم نادان، به هر سو مى شتابد و در تاريکى هاى فتنه ها به پيش مى دود؛ از ديدن منافع پيمان صلح در ميان مردم، نابيناست؛ انسان نماها او را عالم ودانشمند مى نامند در حالى که چنين نيست. او صبح (که از خواب برمى خيزد) کارى جز انباشتن چيزهايى که اندکش بهتر از بسيار است، ندارد؛ تا اين که از آب هاى گنديده (زشتى ها و پليدى ها)، سيراب مى شود و انبوهى از مسائل بيهوده را (در مغز و فکر خود) جمع مى کند؛ آنگاه بر مسند قضا و داورى در ميان مردم مى نشيند (و عجب اين که اين بينواى نالايق)، تضمين مى کند حقايقى را که بر ديگران مشتبه شده است روشن و خالص سازد و هرگاه با مسئله مبهمى روبرو گردد، براى تبيين آن، افکار بيهوده و حرف هاى پوچ و توخالى را پيش خود آماده مى سازد و (از اين مقدمات نادرست نتيجه مى گيرد و) به نتيجه نادرست آن حکم مى کند. او در برابر شبهات فراوانى که وى را احاطه کرده همانند عنکبوتى است که تارهايى مى تند و بر آن تکيه مى کند (تارهايى سُست و بى اساس!) او نمى داند درست حکم کرده يا به خطا رفته است. به همين دليل اگر (از روى تصادف) راه صحيحى رفته باشد از اين بيم دارد که خطا کرده باشد و اگر راه خطا را پيموده است اميد دارد که (تصادفآ) صحيح از آب درآيد.او نادانى است که در تاريکى هاى جهالت سرگردان و حيران است و همچون نابينايى است که در ظلمات پرخطر به راه خود ادامه مى دهد. هرگز علوم و دانش ها را به طرز صحيحى فرانگرفته است (و به همين دليل در هيچ مسئله اى با اطمينان و يقين داورى نمى کند).او همانند تندبادى که گياهان درهم شکسته را بى هدف و به هر سو پراکنده مى کند، روايات پيامبر (صلي الله عليه و آله) را درهم مى ريزد (تا به گمان خويش از آن نتيجه اى به دست آورد)؛ به خدا سوگند (اين نادان مغرور) نه براى حل مسائلى که بر او وارد مى شود قابل اعتماد است، نه براى مدحى که (مدّاحان چاپلوس) درباره او سرمى دهند شايستگى دارد!او باور نمى کند که وراى آنچه شناخته است علم و دانشى باشد و جز آنچه او فهميده است نظريه ديگرى در کار باشد. هرگاه مطلبى براى او مبهم شود کتمان مى کند، چراکه از جهالت خويش آگاه است!خون ها (يى که به ناحق ريخته شده) از داورى ظالمانه اش فرياد مى کشند و ميراث ها (ى بر باد رفته) از قضاوت او صيحه مى زنند!