وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ (عليه السلام) وَ قَد تَواتَرَتْ عَلَيهِ الاْخبارُ باسْتِيلاءِ أصْحابِ مُعاوِيةَ عَلَى الْبِلادِ، وَ قَدِمَ عَلَيْهِ عامِلاهُ عَلَى الْيَمَنِ، و هُما عُبَيدُاللهِ بنَ عبَّاسٍ و سَعِيدُ بْنَ نَمْرَانَ لَمّا غَلَبَ علَيهِما بُسْرُبْنَ أبيأَرْطاةٍ، فَقَامَ (عليه السلام) عَلَى الْمِنْبَرِ ضَجِرآ بِتَثاقُلِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْجِهادِ، و مُخَالفَتِهِمْ لَهُ فِي الرَّأيِ، فَقالَ:
کتابخانه آفلاین متون مقدس
خواننده یکپارچه قرآن، نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه
تمام متون، ترجمهها، تفاسیر و فایلهای صوتی بهصورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده
حکمت
حکمت 72
از خطبه هاى امام (عليه السلام) استمرحوم سيّد رضى در آغاز اين خطبه مى گويد: اخبار متواترى از گوشه و کنار به امام (عليه السلام) رسيد که اصحاب معاويه، بر پاره اى از بلاد، استيلا يافته اند. عبيدالله بن عباس و سعيد بن نمران، فرمانداران امام (عليه السلام) در يمن، پس از غلبه بُسْربن اَبى اَرْطَارة بر آنجا، نزد امام (عليه السلام) بازگشتند. امام (عليه السلام) براى توبيخ و سرزنش اصحابش به دليل مسامحه در جهاد و تخلّف از دستوراتش، بر منبر ايستاد و اين سخن را ايراد فرمود.