فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلاَّ أَهْلُ بَيْتِي، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ آلْمَوْتِ، وَ أَغْضَيْتُ عَلَى آلْقَذَى، وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا، وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ آلْکَظَمِ، وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ.
کتابخانه آفلاین متون مقدس
خواننده یکپارچه قرآن، نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه
تمام متون، ترجمهها، تفاسیر و فایلهای صوتی بهصورت محلی — بدون وابستگی به اینترنت خارجی. ۶۲۳۶ آیه در پایگاه داده
نامه
نامه 77
من نگاه کردم و ديدم (براى گرفتن حق خود و مسلمانان) يار و ياورى جز خاندانم ندارم (به همين دليل، قيام نکردم؛ چرا که) به مرگِ آنان راضى نشدم واين در حالى بود که چشم بر خاشاک فرو بستم و با گلويى که استخوان در آن گير کرده بود (جرعه تلخ حوادث را) نوشيدم و بر نوشيدن اين جرعه ـ که تلخ تر از حَنْظَل بود ـ شکيبايى کردم.