ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید / حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
بیا که رایت منصور پادشاه رسید / نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید / از یار آشنا سخن آشنا شنید
معاشران گره از زلف یار باز کنید / شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
الا ای طوطی گویای اسرار / مبادا خالیت شکر ز منقار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار / ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار / وز او به عاشق بی دل خبر دریغ مدار
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر / زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار / ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر / خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
شب وصل است و طی شد نامه هجر / سلام فیه حتی مطلع الفجر
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر / بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر / بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور / گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور / کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر / هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر / پیش شمع آتش پروا نه به جان گو درگیر
هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز / ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز / چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز / عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
درآ که در دل خسته توان درآید باز / بیا که در تن مرده روان درآید باز
حال خونین دلان که گوید باز / و از فلک خون خم که جوید باز
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز / خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز / پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز