ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز / بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز
دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس / بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس / نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
درد عشقی کشیده ام که مپرس / زهر هجری چشیده ام که مپرس
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس / که چنان ز او شده ام بی سر و سامان که مپرس
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش / وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش / حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش / به بوی گل نفسی همدم صبا می باش
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش / وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش / بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش / که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
خوشا شیراز و وضع بی مثالش / خداوندا نگه دار از زوالش
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش / می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
ببرد از من قرار و طاقت و هوش / بت سنگین دل سیمین بناگوش
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش / که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
هاتفی از گوشه میخانه دوش / گفت ببخشند گنه می بنوش
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش / حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش / و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش / دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش / معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش