ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش / لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش
دلم رمیده شد و غافلم من درویش / که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع / که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع
بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع / شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ / که تا چو بلبل بی دل کنم علاج دماغ
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف / گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
زبان خامه ندارد سر بیان فراق / وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق / گرت مدام میسر شود زهی توفیق
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک / از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک / گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک / حق نگه دار که من می روم الله معک
خوش خبر باشی ای نسیم شمال / که به ما می رسد زمان وصال
شممت روح وداد و شمت برق وصال / بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال
دارای جهان نصرت دین خسرو کامل / یحیی بن مظفر ملک عالم عادل
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل / که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول / رسد به دولت وصل تو کار من به اصول
هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل / هر کو شنید گفتا لله در قائل
ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل / سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام / مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام / خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام / و از خدا دولت این غم به دعا خواسته ام
بشری اذ السلامه حلت بذی سلم / لله حمد معترف غایه النعم