ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
هزار جهد بکردم که یار من باشی / مرادبخش دل بی قرار من باشی
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی / خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی
سلیمی منذ حلت بالعراق / الاقی من نواها ما الاقی
کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی / بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
یا مبسما یحاکی درجا من اللالی / یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی
سلام الله ما کر اللیالی / و جاوبت المثانی و المثالی
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی / آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی / که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
انت روائح رند الحمی و زاد غرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی / کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی
احمد الله علی معدله السلطان / احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی / که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی / گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی / فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
نوش کن جام شراب یک منی / تا بدان بیخ غم از دل برکنی
صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی / برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی / سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی