دیوان حافظ

495 غزل در پایگاه محلی

غزل 457

هزار جهد بکردم که یار من باشی / مرادبخش دل بی قرار من باشی

غزل 458

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

غزل 459

زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی / خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی

غزل 460

سلیمی منذ حلت بالعراق / الاقی من نواها ما الاقی

غزل 461

کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی / بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی

غزل 462

یا مبسما یحاکی درجا من اللالی / یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی

غزل 463

سلام الله ما کر اللیالی / و جاوبت المثانی و المثالی

غزل 464

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی

غزل 465

رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی / آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی

غزل 466

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی

غزل 467

زان می عشق کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

غزل 468

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی / که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی

غزل 469

انت روائح رند الحمی و زاد غرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی

غزل 470

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

غزل 471

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی / کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی

غزل 472

احمد الله علی معدله السلطان / احمد شیخ اویس حسن ایلخانی

غزل 473

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی

غزل 474

هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی / که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

غزل 475

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

غزل 476

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی / گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی

غزل 477

دو یار زیرک و از باده کهن دومنی / فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

غزل 478

نوش کن جام شراب یک منی / تا بدان بیخ غم از دل برکنی

غزل 479

صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی / برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

غزل 480

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی / سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی