دیوان حافظ

495 غزل در پایگاه محلی

غزل 73

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست / منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

غزل 74

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست / باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

غزل 75

خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست / تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست

غزل 76

جز آستان توام در جهان پناهی نیست / سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست

غزل 77

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت / و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

غزل 78

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت / بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

غزل 79

کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت / من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

غزل 80

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

غزل 81

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت / ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

غزل 82

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت / آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

غزل 83

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت / ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

غزل 84

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت / درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

غزل 85

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت / روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

غزل 86

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت / کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

غزل 87

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان می توان گرفت

غزل 88

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت / فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

غزل 89

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت / بازآید و برهاندم از بند ملامت

غزل 90

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

غزل 91

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت / جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

غزل 92

میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت / خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت

غزل 93

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت / حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت

غزل 94

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

غزل 95

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت / خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت

غزل 96

درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث