ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج / سزد اگر همه دلبران دهندت باج
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح / صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
دل من در هوای روی فرخ / بود آشفته همچون موی فرخ
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد / گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد / زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد / من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
روز وصل دوستداران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد
جمالت آفتاب هر نظر باد / ز خوبی روی خوبت خوبتر باد
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد / ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد
حسن تو همیشه در فزون باد / رویت همه ساله لاله گون باد
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد / ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد / ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد / وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد / عارف از خنده می در طمع خام افتاد
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد / صبر و آرام تواند به من مسکین داد
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد / که تاب من به جهان طره فلانی داد
همای اوج سعادت به دام ما افتد / اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد / محقق است که او حاصل بصر دارد
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد / که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
آن کس که به دست جام دارد / سلطانی جم مدام دارد
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد / ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد / بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد