ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد / دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد / از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد / کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
عشق تو نهال حیرت آمد / وصل تو کمال حیرت آمد
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد / هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد / که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
سحرم دولت بیدار به بالین آمد / گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند / نه هر که آینه سازد سکندری داند
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند / وان که این کار ندانست در انکار بماند
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند / مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند / که به بالای چمان از بن و بیخم برکند
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند / محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند / تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
گر می فروش حاجت رندان روا کند / ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند / که اعتراض بر اسرار علم غیب کند
طایر دولت اگر باز گذاری بکند / یار بازآید و با وصل قراری بکند
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند / ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند / بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند / همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند