ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
ز در درآ و شبستان ما منور کن / هوای مجلس روحانیان معطر کن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن / چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن / به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
بالابلند عشوه گر نقش باز من / کوتاه کرد قصه زهد دراز من
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من / ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین / عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین
شراب لعل کش و روی مه جبینان بین / خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این / بر در میکده می کن گذری بهتر از این
به جان پیر خرابات و حق صحبت او / که نیست در سر من جز هوای خدمت او
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو / از ماه ابروان منت شرم باد رو
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
ای آفتاب آینه دار جمال تو / مشک سیاه مجمره گردان خال تو
ای خونبهای نافه چین خاک راه تو / خورشید سایه پرور طرف کلاه تو
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو / زینت تاج و نگین از گوهر والای تو
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو / پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو / جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
خط عذار یار که بگرفت ماه از او / خوش حلقه ایست لیک به در نیست راه از او
گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو / باد بهار می وزد باده خوشگوار کو
ای پیک راستان خبر یار ما بگو / احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه / که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
عیشم مدام است از لعل دلخواه / کارم به کام است الحمدلله
گر تیغ بارد در کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکم لله
وصال او ز عمر جاودان به / خداوندا مرا آن ده که آن به
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم / صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم