دیوان حافظ

495 غزل در پایگاه محلی

غزل 361

ز در درآ و شبستان ما منور کن / هوای مجلس روحانیان معطر کن

غزل 362

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن / چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

غزل 363

کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن / به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

غزل 364

بالابلند عشوه گر نقش باز من / کوتاه کرد قصه زهد دراز من

غزل 365

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من / ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من

غزل 366

نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین / عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین

غزل 367

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین / خلاف مذهب آنان جمال اینان بین

غزل 368

می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این / بر در میکده می کن گذری بهتر از این

غزل 369

به جان پیر خرابات و حق صحبت او / که نیست در سر من جز هوای خدمت او

غزل 370

گفتا برون شدی به تماشای ماه نو / از ماه ابروان منت شرم باد رو

غزل 371

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

غزل 372

ای آفتاب آینه دار جمال تو / مشک سیاه مجمره گردان خال تو

غزل 373

ای خونبهای نافه چین خاک راه تو / خورشید سایه پرور طرف کلاه تو

غزل 374

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو / زینت تاج و نگین از گوهر والای تو

غزل 375

تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو / پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو

غزل 376

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو / جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غزل 377

خط عذار یار که بگرفت ماه از او / خوش حلقه ایست لیک به در نیست راه از او

غزل 378

گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو / باد بهار می وزد باده خوشگوار کو

غزل 379

ای پیک راستان خبر یار ما بگو / احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

غزل 380

خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه / که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

غزل 381

عیشم مدام است از لعل دلخواه / کارم به کام است الحمدلله

غزل 382

گر تیغ بارد در کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکم لله

غزل 383

وصال او ز عمر جاودان به / خداوندا مرا آن ده که آن به

غزل 384

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم / صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم