ورود به حساب کاربری
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
برای ذخیره علاقهمندیها باید وارد حساب خود شوید.
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم / که من نسیم حیات از پیاله می جویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم / که من دلشده این ره نه به خود می پویم
گر چه ما بندگان پادشهیم / پادشاهان ملک صبحگهیم
فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان / لب بگشا که می دهد لعل لبت به مرده جان
چندان که گفتم غم با طبیبان / درمان نکردند مسکین غریبان
می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان / هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان / وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
خدا را کم نشین با خرقه پوشان / رخ از رندان بی سامان مپوشان
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان / که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن / به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه / مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
در سرای مغان رفته بود و آب زده / نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
ای که با سلسله زلف دراز آمده ای / فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده / خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
از من جدا مشو که توام نور دیده ای / آرام جان و مونس قلب رمیده ای
دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده / صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه / انی رایت دهرا من هجرک القیامه
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه / مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه
سحرگاهان که مخمور شبانه / گرفتم باده با چنگ و چغانه
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می / طامات تا به چند و خرافات تا به کی
به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می / علاج کی کنمت آخرالدواء الکی
لبش می بوسم و در می کشم می / به آب زندگانی برده ام پی
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی / پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی